((((((((((((((((((((اولماز / خسته قاسم ))))))))))))))))))))))))))))) *********************************** ای نازنین سنین کیمی شوخ گؤزلدن دویماق اولماز   آغزین شکر ، لبین بالدی لبین کیمی قایماق اولماز   نئچه ماحالدا وار آدین ده ییشدین آغزیمین دادین دوروب یانیندا جلادین دیزینه باش قویماق اولماز مینا گردن ، بویوبسته بیر سایه سال باشیم اوسته یازیق « قاسیم » دوشدو خسته دردی غمین سایماق اولماز ×××                      پیدا نمی شود ای نازنین مانند تو از زیبای شوخ نمی شود شیر شد دهانت شکر ، لبت عسل خامه ای مانند لبت پیدا نمی شود در چند محل اسمت هست مزه دهانم را تغییر دادی جلادت کنارت ایستاده سر به زانویت نمی شود گذاشت گردن همچو مینا ، قامت رعنا سایه ات را بالای سرم بیانداز بیچاره « قاسم » بیمار شد درد و غمم را نمی شود شمرد

 

 

+ نوشته شده توسط علوی تکمه داش در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 23:51 |